السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
483
تفسير الميزان ( فارسي )
حبط شده ، و ثبت نگشته است . * ( « وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ » ) * كلمه « تلقيه » با كلمه « تلقين » تقريبا به يك معناست و اگر دو وصف « حكيم » و « عليم » را نكره آورد ، هم به منظور تعظيم بود و هم تصريح كند به اينكه اين قرآن از ناحيه خداى تعالى است ، تا خود حجتى باشد بر رسالت خاتم الانبياء ( ص ) و تاييدى باشد براى معارفى كه قبلا بيان داشت و صحه اى باشد براى آنچه از داستانهاى انبياء به زودى ذكر مىكند . و اگر در ميان همه اسماى حسناى خدا دو نام شريف حكيم و عليم را ذكر كرده ، براى آن بود كه دلالت كند بر اينكه نزول اين قرآن از ناحيه سرچشمه حكمت است ، ديگر هيچ ناقضى نمىتواند آن را نقض كند و هيچ عامل وهنى نمىتواند آن را موهون سازد و نيز ، از ناحيه منبع علم است ، پس هيچ دروغى در اخبار آن نيست ، و هيچ خطايى در قضاوتش راه ندارد .